یکشنبه 31 فروردین 1393
داستان مردي که در نقشه رابطه نامشروع با زن متاهل به قتل رسيد!
ارسال شده در 3 آذر 1390 - 25438 بازدید

سارا از زندگي پرفراز و نشيبش براي ما توضيح مي‌دهد و از قتل مردي حرف مي‌زند كه به بهانه برقراري ارتباط نا مشروع قصد اخاذي از او را داشته‌ است.

تحمل زندان براي هركسي سخت است چطور توانستي اين سال‌ها را تحمل كني؟

واقعا سخت است. منچهار سال است كه زنداني هستم و خيلي به من سخت گذشت. ‌كاش مي‌توانستم كاري كنم كه اين دوران تمام شود و دوباره به زندگي برگردم. اين‌بار ديگر اين اشتباهات را تكرار نمي‌كنم.

چرا دست به قتل زدي؟

من اين كار را نكردم شوهرم آدم كشت اما او مرا گول زد و حالا من به جاي او زير تيغ هستم. او به من دروغ گفت، مرد خيانتكاري است و هرگز نمي‌بخشمش.

بيشتر توضيح بده منظورت از اين‌كه شوهرت آدم كشت، چيست؟

وقتي ما به خانه آمديم و شوهرم با مقتول درگير شد، مرد جوان اعتراض كرد و با فريادهايش داشت همسايه‌ها را خبر مي‌كرد كه شوهرم به سمتش شليك كرد و او را به قتل رساند.

چرا شوهرت اين كار را كرد؟

نمي‌دانم شايد به اين خاطر كه ترسيد‌ه‌ بود.

چرا تو گردن گرفتي؟

شوهرم گولم زد او به من گفت كه اگر من و تو هر دو به قتل اعتراف كنيم، پليس نمي‌فهمد قاتل كيست و هردو آزاد مي‌شويم اما به من دروغ گفت،چون وقتي من به قتل اعتراف كردم او قتل را انكار كرد وهمه چيز به گردن من افتاد.

آن‌طور كه متوجه ‌شدم مقتول مردي غريبه ‌‌بود. چرا او را زدي؟

مي‌خواستم از او پول بگيرم مقاومت كرد من هم او را زدم. من با مردان غريبه زيادي به خانه مي‌آمدم. من و شوهرم نقشه كشيده‌‌ بوديم كه از اين راه پول دربياوريم.

بيشتر توضيح بده با مقتول چطور آشنا شدي؟

او را به خانه آوردم تا با هم رابطه‌ داشته ‌باشيم، بعد با شوهرم خواستيم پول‌هايش را بگيريم كه او فرياد زد و شوهرم هم به سمتش شليك كرد.

با مقتول چطور آشنا شدي؟

من كنار جاده ايستاده‌ بودم كه مرد جوان آمد و ما باهم قرار گذاشتيم كه رابطه‌ داشته ‌باشيم و من در قبالش پول بگيرم اما وقتي خانه آمد، نتوانستيم از او پول بگيريم و به نقشه ما پي‌برد و درگير شديم.

چرا مي‌خواستي با مقتول رابطه برقرار كني؟ شوهرت ناراحت نمي‌شد؟

من با هيچ‌مردي رابطه‌ برقرار نمي‌كردم. من وشوهرم باهم نقشه كشيده‌ بوديم كه از اين راه از مردان اخاذي كنيم. شوهرم به من گفت كه اين كار را بكنم، من سر راه مردان قرار مي‌گرفتم و آنها را اغفال مي‌كردم و به خانه مي‌كشاندم بعد شوهرم را خبر مي‌كردم. شوهرم هم به خانه مي‌آمد و داد و فرياد مي‌كرد و مي‌گفت كه چرا به خانه من آمدي، مردان بيچاره‌ هم از ترس هرچه پول داشتند مي‌دادند تا شوهرم پليس را خبر نكند. بعد مي‌رفتند اما در مورد آخري اين اتفاق نيفتاد و مرد داد و فرياد كرد و شوهرم از ترس اين‌كه مبادا همسايه‌ها متوجه شوند او را با شليك گلوله‌ كشت.

براي چه سلاح داشتيد؟

شوهرم گاهي هم قربانيان را تهديد مي‌كرد و آنها از ترس جانشان به ما پول مي‌دادند.

چرا از مردان اخاذي مي‌كردي؟

شوهرم مجبورم مي‌كرد. من هم چاره‌اي جز قبول آن نداشتم.

چرا از شوهرت جدا نمي‌شدي؟

تنها بودم كسي نبود كه از من حمايت كند. شوهرم تنها كسي بود كه در زندگي داشتم.

خانواده نداري؟

بله دارم هم پدر دارم و هم مادر، خواهر و برادرهم دارم. اما آنها مرا طرد كرده‌اند و به سراغم نمي‌آيند اگر چاره داشتم كه اين كار را نمي‌كردم.

چرا خانواده‌ات تو را دوست نداشتند؟

من و شوهرم با هم دوست بوديم و با هم فرار كرديم، به همين خاطر پدرم ما را طرد كرد و گفت كه ديگر حاضر نيست مرا قبول كند من هم كسي را بجز شوهرم نداشتم.


چرا پدرت با ازدواج شما مخالف بود؟

شوهرم معتاد و بيكار بود و پولي نداشت. پدرم مي‌گفت كه شما نمي‌توانيد زندگي خوبي داشته‌ باشيد، اما من چون عاشقش بودم به حرف پدرم گوش ندادم و با پسر مورد علاقه‌ام ازدواج كردم.

بعد از اين‌كه با پسر مورد علاقه‌ات فرار كردي، كجا رفتيد؟

او خانه‌اي اجاره‌اي داشت با هم زندگي مي‌كرديم و زندگي خوبي هم داشتيم تا اين‌كه بي‌پولي آنقدر به ما فشار آورد كه شوهرم مرا وادار كرد خودم را زني هرزه نشان دهم و مردان را به خانه بكشم تا از آنها دزدي كنيم.

چرا شوهرت اين كار را مي‌كرد و سر كار نمي‌رفت؟

معتاد بود درآمدي هم نداشت. پول بسيار كمي كه به دست مي‌‌آورد، خرج مواد مي‌كرد. حتي پول براي خريد نان نداشتيم بي‌پولي آنقدر به من فشار آورده ‌بود كه وقتي شوهرم به من گفت كاري كنم كه بتواند از مردهاي پولدار اخاذي كند، قبول كردم.

چطور اين مردها را شناسايي مي‌كردي؟

كنار خيابان مي‌ايستادم و خودم را سر راه مرداني كه ماشين‌هاي مدل‌بالا داشتند، قرار مي‌دادم. بعضي از آنها مي‌ايستادند بعضي هم مي‌رفتند.

چندبار اين كار را كرديد؟

فكر مي‌كنمپنج ياشش مرد را به خانه كشاندم و از آنها سرقت كرديم.

چند سوال ديگر در مورد قتل دارم. در ابتدا گفته‌اي كه مقتول را تو كشتي و تيرها را شليك كردي اما بعد منكر شدي و گفتي كه اين كار را نكردي اگر تو ضارب نبودي پس چطور جزئيات را بيان كردي؟

چون زمان قتل آنجا بودم و ديدم كه شوهرم چه كرد به همين خاطر هم جزئيات را مي‌دانستم.

جسد را چه كرديد؟

بعد از قتل، شوهرم جسد را داخل يك ملحفه پيچيد و با هم آن را به كنار جاده برديم و در آنجا رها كرديم. چون هيچ‌ آشنايي‌اي با مقتول نداشتيم، اطمينان داشتيم كه بازداشت نمي‌شويم.

چطور بازداشت شدي؟

اتفاقي بازداشتم كردند و بعد فهميدند كه قاتل مرد راننده هم ما بوديم. البته تقصير خودش بود مي‌گفت چك‌ پول‌هايم را بدهيد اما ما مقاومت كرديم وبعد هم شوهرم به او شليك كرد.

چه زماني تصميم گرفتي آنچه را كه معتقدي واقعيت است بگويي؟

در آخرين دفاعياتم بود كه متوجه شدم شوهرم گفته قتل كار او نيست و حرف‌هاي مرا تاييد كرده ‌است، من هم تصميم گرفتم واقعيت را بگويم اما ظاهرا خيلي دير بود.

دادگاه ادعاي تو را قبول نكرد و شوهرت هم در دادگاه گفت كه تو به خاطر ترس از مرگ چنين ادعايي را مطرح مي‌كني؟

نه اين‌طور نيست. من اول واقعيت را نگفتم و در آخرين دفاع گفتم به همين خاطر هم قضات حرف‌هايم را باور نمي‌كنند آنها مي‌گويند كه مدارك عليه من زياد است و همه چيز نشان مي‌دهد كه قاتل من هستم.

شوهرت به ديدنت مي‌آيد؟

بله گاهي مي‌آيد و گاهي هم تلفني صحبت مي‌كنيم.

هنوز هم با او ارتباط داري؟

من واقعا شوهرم را دوست دارم و به خاطر علاقه‌اي كه به او داشتم، چنين سرنوشتي را قبول كردم. او گاهي مي‌آيد و به من سر مي‌زند. برايم پول و وسايلي را كه لازم دارم، مي‌آورد مي‌گويد برايم رضايت مي‌گيرد.

يعني بعد از اين‌كه عليه او اعتراف كردي، هم آمد؟

چندباري آمد البته ديگر خيلي كم مي‌آيد. كار داشته ‌باشد مي‌آيد. او خودش مي‌داند كه من قاتل نيستم.

خانواده خودت چطور. آنها به ديدنت مي‌آيند؟

بعضي وقت‌ها مي‌آيند البته گفته‌اند كه مي‌خواهند به من كمك كنند و رضايت بگيرند.

فكر مي‌كني موفق شوي؟

نمي‌دانم خيلي اميدوار نيستم چون اولياي‌دم بر قصاص اصرار دارند. آنها پولدار هستند و با پول هم نمي‌شود راضيشان كرد. البته خانواده‌ام هم پولي ندارند كه به آنها بدهند.

حرفي هم با اولياي دم داري؟

از آنها درخواست بخشش دارم. من آ‌دم بدبختي هستم و از سر بدبختي هم مرتكب اين عمل شدم. اگر راه برگشت به خانه پدرم را داشتم، اين‌كار را نمي‌كردم و اگر مي‌دانستم شوهرم مرد زندگي نيست، او را ول مي‌كردم و به خانه پدرم مي‌رفتم. خيلي متاسفم. به روح فرزندشان قسمشان مي‌دهم مرا ببخشند اين قتل كار من نبود.

در زندان چه مي‌كني؟

زندان شده خانه من. اين ديوارها و درهاي آهني شده جزئي از زندگي من. همبندي‌هايم مي‌آيند و مي‌روند اما من هنوز اينجا هستم و قرار هم نيست كه بروم. خيلي به من سخت مي‌گذرد. اميدوارم اين كابوس يكجوري تمام شود.
مرجان لقايي

اخبار روز
دانش آموزان غرق شدند، ناظم خودش را دار زد!
سيل در صربستان/ نيروهاي نظامي براي کمک به سيل زدگان وارد عمل شدند
کشف جسد راننده پژو پس از 25 روز/بازداشت سارقان گاوصندوق هاي شمال کشور/توقيف بنز با 220کيلومتر سرعت
پژو با گاردريل تصادف کرد، سرنشين آن به وسط بزرگراه پرتاب شد/ 19کشته و 17مجروح در 15تصادف
درگيري خانواده قربانيان کشتي غرق شده کره اي با پليس
تعاوني سيلوي مشهد آتش گرفت
حادثه مرگبار براي 120 کوهنورد در اورست
بالابر جان صاحبخانه را گرفت
درگيري خانواده قربانيان کشتي غرق شده کره جنوبي با پليس اين کشور
اعتراف هولناک قاتل افغاني
يافتن هواپيماي گمشده مالزي ايرلاينز شايد 2 ماه ديگر طول بکشد
بازپرس پرونده ريحانه جباري: آقاي "ش" که خانواده مقتول از آن حرف مي زنند، نقشي درپرونده ندارد
قاتل افغاني: مقتولان مي خواستند يک ونيم ميليارد تومان پولم را به امريکا ببرند که کشتمشان
دادستان زاهدان: قاتلان دادستان زابل اعدام مي شوند
کشف اجساد با جليقه نجات از کشتي کره اي
تصادف وانت تويوتا با پرايد 5قرباني گرفت/ 14کشته و 21مجروح در 16تصادف
مجازات يک مادر در گرو تصميم فرزندان
قتل موتورسوار باشليک گلوله/انهدام باندکلاهبرداري درشبکه هاي ماهواره اي/آتش در کانون زبان ايران
تويوتا پس از تصادف با گاردريل واژگون شد
دختر آرژانتيني، 9 سال در گاراژ زنداني بود
خودکشي سر قبر مادر پرده از راز جنايت برداشت+عکس
محاکمه شکارچي زنان ميانسال به اتهام قتل
بازداشت جوان قاتل با لباس زنانه و کفش پاشنه بلند
گفتگوي خواندني با مادري که از خون فرزندش گذشت
مرگ چاق ترين مادر دنيا در 25سالگي!+عکس +16
دومين محکوم به مرگ از اعدام گريخت
ناگفته هاي فرزند پزشک مقتول درباره ريحانه
قتل پس از آشنايي در پارتي شيطاني
بي‌رحم ترين پدر دنيا اعدام مي‌شود/دختر 4 ساله "عروسک بي‌شرمي‌"هاي پدر شده بود
حادثه اي هولناک در اتوبوس توسط نوجوان 14 ساله
زلزله 3.7 ريشتري حوالي ?سيلواني? در آذربايجان غربي را لرزاند
کاپيتان کره اي در راس متهمان غرق شدن کشتي مسافربري/معاون دبيرستان خودکشي کرد
زمين لرزه 7 ريشتري پايتخت مکزيک را لرزاند
قتل بهترين دوست بخاطر بدهي+عکس
مصدوميت دو آتش‌نشان در حريق يک انباري
آتش سوزي در شهرک علي آباد قاجار
عمليات پليس پايتخت براي نجات دختر جوان
همسرم به من خيانت کرد
تصادف شديد پرايد با پايه بتوني در مشهد
اعتراف به قتل بهترين دوست در کنار قبر مادر
تمام حقوق این سایت محفوظ و متعلق به گروه پدیدآورندگان است.
وب سایت حوادث، توسط گروه تجارت الکترونیک یک راه اندازی و به روز رسانی می گردد.
All rights Reserved. (c) 2006-2013 - Havades.ir